تبليغاتX
مریم پاییزی
مریم پاییزی
مدرسه وب ، ماکرومديا قالب هاي وبلاگ آماده دايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيان پرشين وبلاگ
آخرین سلام

 

آخرین سلام خداحافظی شیرین یا تلخ نمیدونم

قدیما گفته بودم هر رفتنی رسیدن نیست

 اما برای رسیدن باید رفت

 اما الان میگم از رفتن برای رسیدن خسته شدم

دیگه نمیخوام برم که برسم میخوام برم که زندگی کنم

زندگی 

خداحافظ برای همیشه

رفتم با تمام خاطرات خوب و بدی که تو این دنیا داشتم

لینک


بازم خدا

خدا از چی بگم پیش کی شکایت کنم حرفامو به کی بزنم
آخه چرا من تا میام یکم به شرایط پیش اومده عادت کنم خودت راهمو عوض میکنی
یه نشونه بهم نشون میدی
خدا خودت میدونی که تحملم زیاده اما از این همه نا ملایمتی خسته شدم
آخه چرا فقط مریم چرا من
خدایا بازم میگم شکرت اما کمکم کن
طاقت تحمل چیزایی را که دارم و ندارم داشته باشم
پاییز رو دوست دارم اما تا میام تو پاییز غرق بشم
بهار رو بهم نشون میدی
تا میام بهارو ببینم امونم نمیدی دوباره میندازیم تو همون پاییز
این دفعه به خودم قول دادم هیچ وقت
مریم پاییزی
رو تنها نذارم
مریمی خودت رو شخصیتت رو صبرت رو احساست رو
دوست دارم
حتما میگین آخر خود خواهی اما نیست

لینک


گل مریم

مریم یگ گیاه پیازدار دائمی و بسیار زیبا و خوشبوست . در بین گیاهان طرفداران خاصی دارد .
این گیاه در ماه های بهار ، پاییز و تابستان بسته به فصل کاشت پیاز ، به گل می نشیند .
این گیاه از طریق تقسیم پیاز تکثیر می شود برای کاشت آن ابتدا پیاز را در گلدان می کاریم و گلدان را تا اواسط اسفند آبیاری نمی کنیم بعد از آن هفته ای یکبار به گلدان آب می دهیم .
گلدان را باید در محلی آفتابگیر قرار دهیم . مانند دیگر گیاهان گلدان مریم نیز باید دارای زهکشی مناسب باشد

لینک


دنیا را نگه دارید

          

       می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند       

 ستایش کردم ، گفتند خرافات است

 عاشق شدم ، گفتند دروغ است

   گریستم ، گفتند بهانه است

        خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید

 می خواهم پیاده شوم !

« دکتر علی شریعتی »

( دفترهای سبز )

لینک


روز عشق مبارک


خوش به حال اون دسته از آدما که عاشق هستند و عشق شون هم واقعی

(روز عشق مبارک)

لینک


خوشبختي

 همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت، وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه‌هاي بعدي زندگي بهتر...

ولي وقتي مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.

بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.

فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد.

با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :

همسرمان رفتارش را عوض كند،يك ماشين شيكتر داشته باشيم، بچه هايمان ازدواج كنند،

به مرخصي برويم و در نهايت بازنشسته شويم...

حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.

بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم.

خيالمان ميرسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند:

مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم،

زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم و ...

بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي‌شناسيم.

اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد.

خوشبختي، خودٍ همين جاده است. پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم.

براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:

در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن، شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه، در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها، بهار و تابستان و پاييز و زمستان، اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و...

خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.. هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد.

زندگي كنيد و از حال لذت ببريد. اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد:

1. پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد.

2. برنده‌هاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.

3. آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟

4. آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد.

نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟

نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد.

روزهاي تشويق به پايان ميرسد!

نشانهاي افتخار خاك مي گيرند!

برندگان به زودي فراموش ميشوند!

اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد:

1. نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بوده‌اند ، بگوييد.

2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد.

3. افرادي كه با مهربانيهايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيده‌اند، به ياد بياوريد.

4. پنج نفر را كه از هم صحبتي با آنها لذت ميبريد، نام ببريد. حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟

افرادي كه به زندگي شما معني بخشيده‌اند، ارتباطي با "ترين‌ها" ندارند،ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبرده‌اند، ...

آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهايي كه در همه شرايط، كنار شما ميمانند .

كمي بيانديشيد. زندگي خيلي كوتاه است.

لینک


عشق تان را فراموش کنید!

سلام امروز داشتم یه نیم نگاهی به مجله مینداختم به یه مطلب جالب از آقای دکتر مجد برخورد کردم خوندم جالب بود گفتم برای شما هم بزارم بخونید امیدوارم خوشتون بیاد:

من به شما دختران و پسرانی که هنوز ازدواج نکرده اید توصیه ای میکنم که همیشه به خاطر بسپارید هر زمان که عاشق کسی شدید برای همیشه او را فراموش کنید.
او موضوع عاشقانه شماست اما موضوع و طرف ازدواج شما نیست ولش کنید او را به خاله جانش بسپارید !
من توصیه میکنم با کسی ازدواج کنیدکه در زمان ارتباط اولیه  اگر حال شما خوب است حال او هم خوب است
اگر او را ندیدید هیچ اشکالی پیش نمی آید اگر خواستگار دیگری آمد یا مورد دیگری پیدا کردید که حال خوبی دارد( امکانات مالی خوبی دارد) موقعیت اجتماعی خوبی دارد قبول کنید.
این حال خوب شما را نیز میرساند .
وقتی شما کسی را دوست دارید در دل شما جای دارد از این رو میتوانید همه را دوست داشته باشید حتی مردم شهر را! ((اما وقتی عشق می ورزید تنها میتوانید یکی را دوست بدارید))
میخواهم بگویم عشق تنها در موضوع ازدواج نیست که تعادل را بر هم میزند و زندگی را به بیراهه میکشاند .
برای مثال شما یکی از بچه های خود را عاشقانه دوست میدارید به تحقیق به بچه های دیگر خود خیانت میکنید از این رو میخواهم بگویم عشق احساس زیبایی است که میتوان از آن به نیکی بهره برد.
این دوران چند سالی بیشتر در میان نوجوانان و جوانان دوام ندارد. پس از مدتی برای همیشه تمام میشود ! هیچ کس هم انقدر نادان نیست که با اولین عشق دوران نو بالغی خود ازدواج کند.
این عشق ها با هری فرو ریختن دل شروع میشود! مثل حالتی که در آسانسور به آدم دست میدهد و خیلی زود آرام میگیرد .
برای مثال دو یا سه ماه دیگر این دریای طوفانی خاموش و ساکن میشود و جای تاسف است که اغلب عشق پیش از ازدواج به زودی راه کاستی در پیش میگیرد اما در مقابل با راه صحصح میتوان در زندگی زناشویی به عشقی اصیل رسید.
      
منبع:مجله خانواده سبز/شماره ۲۱۷/صفحه خانواده عاشق 

لینک


حقايق جالبى از زندگى "The Attractive Facts of Life"

At least 5 people in this world love you so much they would die for you
حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند، که حاضرند برایت بمیرند.

At least 15 people in this world love you, in some way
حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند.

The only reason anyone would ever hate you, is because they want to be just like you
تنها دلیلی که باعث می شود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که می‌خواهد دقیقاً مثل تو باشد.

A smile from you, can bring happiness to anyone, even if they don't like you
یک لبخند از طرف تو می تواند موجب شادی کسی شود؛ حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند.

Every night, SOMEONE thinks about you before he/she goes to sleep
هر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر می‌کند.

You are special and unique, in your own way
تو در نوع خود استثنایی و بی‌نظیر هستی.

Someone that you don't know even exists, loves you
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بی‌اطلاع هستی.

When you make the biggest mistake ever, something good comes from it
وقتی بزرگ ترین اشتباهات زندگیت را انجام می‌دهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود.

When you think the world has turned it's back on you, take a look you most likely turned your back on the world
وقتی خیال می‌کنی که دنیا به تو پشت کرده، یه خرده فکر کن، شاید این تو هستی که پشت به دنیا کرده‌ای.

Always tell someone how you feel about them you will feel much better when they know
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آن ها بیان کن، وقتی آن ها از احساست نسبت به خود آگاه می‌شوند، احساس بهتری خواهی داشت.

If you have great friends, take the time to let them know that they are great
وقتی دوستان فوق‌العاده‌ای داشتی به آن ها فرصت بده تا متوجه شوند که فوق‌العاده هستند

لینک


اولين منشور حقوق بشر و عظمت ايران

چندين قرن قبل، در زمانه ای که توحش بر زندگی انسان ها چیرگی داشت، بیانیه ای انسان مدارانه و متمدنانه بر کتیبه ای خطاب به مردم "چهار گوشه جهان "نوشته شد که به مسایلی مهم در ارتباط با حقوق انسان می پرداخت؛ مسایلی که نه تنها در آن زمانه که قرن های قرن پس از آن و حتی امروزه نیز می تواند الهام بخش همه کسانی باشد که به انسان، و حقوق او باور دارند.
این بیانیه که به نام «منشور کوروش بزرگ» شناخته می شود، بر الغای تبعیضات نژادی و ملی، آزادی انتخاب محل سکونت، الغای برده داری، آزادی دین و مذهب و تلاش برای صلح پایدار میان ملت ها تاکید کرده است. این منشور، که از سوی مردمان ایران زمین و از زبان رهبر سیاسی خود کوروش بزرگ، پایه گذار اولین امپراتوری جهان به بشریت هدیه شده، در سال ۱۹۷۱ از سوی سازمان ملل متحد به عنوان اولین اعلامیه حقوق بشر جهان شناخته شد و بدین سان، این افتخار به نام ایران، به عنوان مهد نخستین اعلامیه ی حقوق بشر، در تاریخ جهانی ثبت شد.

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ… آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد. زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. آن‌ها را از زیر یوغ اسارت خارج ساختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. من فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارد. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد. او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت.
ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دل ها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند. من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.

لینک


تعدادی از اشعار فریدون مشیری

فرياد هاي خاموشي
 

دريا، - صبور وسنگين -

مي خواند و مي نوشت

- "... من خواب نيستم !

خاموش اگر نشستم ،

مرداب نيستم !

روزي كه برخروشم و زنجير بگسلم

روشن شود كه آتشم و آب نيستم

************************************
آسمان كبود
 

بهارم دخترم از خواب برخيز

شكر خندي  بزن و شوري برانگيز

گل اقبال من اي غنچه ي  ناز

بهار آمد تو هم با او بياميز

***

بهارم دخترم آغوش واكن

كه از هر گوشه،  گل آغوش وا كرد

زمستان ملال انگيز بگذشت

بهاران خنده بر لب آشنا كرد

***

بهارم، دخترم، صحرا هياهوست

چمن زير پر و بال پرستوست

كبد آسمان همرنگ درياست

كبود چشم تو زيبا تر از اوست

***

بهارم، دخترم، نوروز آمد

تبسم بر رخ مردم كند گل

تماشا كن تبسم هاي او را

تبسم كن كه خود را گم كند گل

***

بهارم، دخترم، دست طبيعت

اگر از ابرها گوهر ببارد

و گر از هر گلش جوشد بهاري

بهاري از تو زيبا تر نيارد

***

بهارم، دخترم، چون خنده ي صبح

اميدي مي دمد در خنده تو

به چشم خويشتن مي بينم از دور

بهار دلكش آينده ي تو !

*****************************
 

لینک


سلامی دوباره
               سلام بازم یه شب دیگه از راه رسید شب همیشه با آرامش همراه
                شب رو

              دوست دارم با همه تاریکیش با همه سیاهیش توی این شبهای

               زمستون یه

             سری فکرو خیال تو سرم اومده از خدا کمک میخوام آخه دوست

             دارم این

            فکرا رو به هدف تبدیل کنم میخوام راهم رو تو زندگی عوض کنم این

            راهی

           که تا ۲شب پیش میرفتم به هیچ جا ختم نشد جز اینکه ناراحتم کنه

           فشار

          روحی و روانی مو زیاد کنه هیچ سودی نداشت دلم میخواد مفید

          باشم راهی که میرم آخرش به نتیجه برسه نه اینکه بمونم توش   

          سر درگم

        هاج و واج بمونم  از خدا میخوام کمکم کنه که یه سری فکرو خیال باطل
        که

       تو سرم هست را بتونم بندازم دور اصلا ساده بگم میخوام از صفر شروع

       کنم

       البته صفر صفرم نیستم برام دعا کنید

       حتما پیش خودتون میگید این مریم چه قدر قاطی داره ؟


      اینجا میخوام از دوست عزیزم آقا مسعود تشکر کنم

     (http://golekhoshk.blogfa.com/)میخوام به حرفش گوش

     کنم عاشق گذشته باشم و به آینده فکر کنم و حسرت چیزایی  که          
      نیستن    رو   نخورم

      دلتون بهاری و غمهاتون پاییزی  خودتون مثل زمستان پاک و مثل تابستان 
       سبز   باشید

لینک


دوستم داری ... دوستم نداری... دوستم داری...

دانشمندان و محققان عاشق شدن رو به سه مرحله تقسیم کردن. اول کشش جنسی که قاعدتاً دوره کوتاهی است. دوم، حس جسمی- عاطفی که آدم در این دوران در عالم هپروت غوطه ور می شه و در اصل یواش یواش احساس عشق از دید علم روانشناسی امروزی شکل می گیره. مرحله سوم عاشق شدن، تعهد طولانی مدته. در این رابطه یعنی مرحله سوم دکتر پرتويی تبار دکتر روانشناس در لندن می گن که فرق نمی کنه مال کدوم کشور باشی یا تابع کدوم فرهنگ این سه مرحله بر همه وارده!

وقتی که حس عشق نسبت به کسی در ما شکل می گیره کامل تر و کامل تر میشه و با کامل تر شدنش، از داغ بودنش کمتر میشه ولی عشق عمیق تر میشه. عجیبه که در جایگاه اصلی حس عشق و عاطفه که در مغز ما هست هم این تکامل عملا انجام میشه. اوایل رابطه، سطح مغز در عواطف ما نقش داره و بعد با عمیق تر شدن احساس ما جالبه که قسمت های داخلی و عمیق مغز درگیر عاطفه میشن، یعنی منطقه سنترال لوب که داخل مغز در مرکزشه و شکل نعل اسبه.

نتیجه چند آزمایش که نشون میده در ملاقات اول چه چیزهايی باعث میشه که بگیم بیقرار یا الفرار! اصولا بین 90 ثانیه تا 4 دقیقه بیش تر طول نمی کشه که قلبا حس کنیم که از یکی خوشمون می یاد یا نه؟ در این مدت زمان کوتاه نتیجه این است که:
55 درصد، حرکات یک نفر باعث جذب یا فرار ما میشه.
38 درصد، تن صدا و سرعت حرف زدن.
7، درصد محتوای صحبت ها می تونه تأثیر مثبت یا منفی بگذاره.
 

تأثیر کارساز نگاه:
روانشناس نیویورکی پروفسور آرتور آرون که در مورد ''عاشق شدن'' تحقیق میکنه، به این نتیحه رسیده که نگاه تأثیر کارسازی در عاشق شدن داره. این پروفسور از دو غریبه خواست که تمام رازهای زندگیشون رو برای همدیگه تعریف کنن. این مرحله از آزمایش چهارساعت و نیم طول کشید. بعد پروفسور ازشون خواست که به مدت 4 دقیقه به چشم های هم زل بزنن. بعد از چند بار تکرار این آزمایش با افراد متفاوت خیلی از زوج ها اعتراف کردن که شدیدا به طرف مقابلشون جذب شده بودن. حتی دو تا از اون غریبه ها بعدا با هم عروسی کردن.

اصولا وقتی که ما از لحاظ جنسی ذوق زده می شیم چشمهامون بزرگ تر میشه. هورمون هایی که در مراحل عاشق شدن دست دارن:

مرحله اول: کشش جنسی یا شهوت. هوس و خواستن که عاملشون هورمون های مردانه تستوسترون و هورمون زنانه استروژن هستند. این هورمون ها هستند که باعث میشن آدم دنبال جنس مخالف بره.




مرحله دوم: دل باختن. از این مرحله است که واقعاً عشق پا می گیره. در این مرحله است که آدم نمی تونه به چیز دیگه ای جز معشوقش فکر کنه. از علامات این مرحله از دست رفتن اشتها و بی خوابی هست چون بیشتر سعی فرد اینه که ساعات روز رو به طرف مقابل فکر کنه. در مرحله جذب، گروهی از سلولهای عصبی ما یعنی نیورو ترنزمیترها که اسمشون ''مونو آمینوز'' هستش نقش مهمی رو بازی میکنن. دوپامین نوعی ماده شیمیایی که از مغز تولید میشه. نوره پاین فرین
Norepinephrine یا همین آدرنالین که باعث میشه عرق کنیم و قلبمون سریع بزنه. سروتونین: یکی از مهم ترین مواد شیمیايی عشقه و اون چیزیه که ممکنه موقتا ما رو دیوونه کنه.

مرحله سوم: دل بستن. این سومین مرحله عشق و درازمدت ترینشه. البته اگر یک رابطه بخواد ادامه پیدا کنه وارد این مرحله خواهد شد. این مرحله از عشق ماندنیه مراحل قبلی کوتاه مدتن. علتش هم اینه که دو مرحله اول عشق هوس و جذب آدم رو از کار و زندگی میندازه برای همین قرار نیست که دائمی باشه چون که از دید طبیعت باعث نابودی شخص میشه. این احساسه که زوج ها رو به هم متعهد می کنه و باعث میشه با هم بمونن. هورمون هایی که در این مرحله بوسیله سیستم عصبی آزاد میشه باعث میشه دو نفر بهم وفادار بمونن. اوکسیتوسین: این هورمون ماده شیمیایی اى هست که غده هیپوتالاموس ترشحش میکنه. این هورمون کمک میکنه که رابطه پایدار بشه. این هورمون زمان بارداری هم در خانم ها تولید میشه که به ساخته شدن شیر کمک میکنه و حس تعلق مادر و فرزند رو قوت می بخشه. در عین حال این هورمونی که در زمان آمیزش در مغز ترشح میشه و حس تعلق رو در دو نفر تشدید میکنه. واسوپرسین: هورمونی که در رابطه دراز مدت در دو نفر تولید میشه این هورمون فعالیت های کلیه رو کنترل میکنه و حس ایثار رو در فرد مقابل ایجاد میکنه.

چرا اصلا انسان احتیاج به یک همدم از جنس مخالف داره؟
آیا یک الگوی همگانی برای زن ایده آل و مرده ایده آل هست؟
تو انتخاب طرف مقابلمون چه چیزهایی نقش دارن؟

زمانی که یک نفر رو به عنوان زوجمون انتخاب می کنیم، گویا اول ناخودآگاه کسی رو انتخاب می کنیم که از نظر ژنتیکی شبیه به خودمون باشه. عجیبه که گویی ظاهر یک شخص تا حدی می تونه گویای ساختمان ژنتیکی اون فرد باشه. مثلا چهره هایی که طرف چپ و راست صورتشون قرینه نیستند، بیش تر احتمال داره که دارای مشکلات ژنتیکی و مادرزادی باشند. در این زمینه مطالعاتی که شده نشون میده مردها، دنبال زن هایی می گردن که دو طرف صورتشون با هم قرینه است. باز به نظر میاد که مردها غیر از قرینگی صورت، به شکل اندام جنس مخالف هم ناخودآگاه توجه میکنن.
ولی مسئله انتخاب زوج زن ها با مردها خیلی فرق می کنه برای زن ها قرینگی صورت مرد زیاد مهم نیست. ولی چیزی که مهم به نظر میاد توانایی مرد در فراهم کردن غذا و نگهداری از بچه های آیندشون نقش مهمتری رو بازی میکنه تا که ظاهرشون. مردهای پولدار یا قدرتمند، چه از نظر جسمی و چه از نظر موقعیت مالی و اجتماعی، همون قدر بین خانم ها طرفدار دارن که لئوناردو دکاپریو در فیلم تایتانیک!
تحقیقات نشون داده که ما کسی رو ترجیح می دیم که به خودمون شباهت داشته باشه و یک نسبتی هم بین اجزای بدن در زوجها هست. مثلا بین اندازه ریه ها، بلندی انگشت وسط دست، درازای لاله گوش .و اندازه کلی گوش ها. قطر گردن و مچ دست و میزان سوخت و ساز بدن.

لینک


نمیدونم
                 روزگار غریبی است نازنین

                   غروب خورشید رو کنار ساحل کارون ایستادن و دیدن یه دنیا می ارزد

                  زندگی زیبا میشه اگه زیبا ببینیش

                    تاریک و سیاه میشه اگه با عینک  دودی بهش نگاه کنی

                    غروب پاییز رو کنار کارون بدون عینک دوست دارم ببینم

                      اما زندگی برای من با عینک دودی نقش بسته

                       نمیدونم چه چیزی باعث میشه این عینک از جلو چشمانم کنار بره

                        دوستان میگن دنیا رو جور دیگه ببینم

                         آخه وقتی دنیا برای من یه رو داره

                          چه طور میتونم اون روشم ببینم

                          میتونم یه دعا برای شما بکنم دنیاتون دو رو داشته باشه


                         و بهتر هر دو تا روشم مثل رنگین کمون پر از رنگای زیبا باشه

                       توی انتخاباتون دقت زیادی کنید

                      

 

 

لینک


تاريخچه جشن يلدا"

خوش است خلوت اگر یار یار من باشد/ نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد

من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم/ که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد

روا مدار خدایا که در حریم وصال/ رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد

همای گو مفکن سایه شرف هرگز/ در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد

بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل/ توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد

هوای کوی تو از سر نمی‌رود آری/ غریب را دل سرگشته با وطن باشد

به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ/ چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد

تاريخچه جشن يلدا"

جشن شب يلدا، جشن بزرگداشت علم است. جشن شب چله، جشن بزرگداشت علم در دوران باستان است. نياكان ما، در 7000 سال پيش، به گاه‌شماري خورشيدي دست پيدا كردند و با تفكر و تامل دريافتند كه اولين شب زمستان بلندترين شب سال است .هزاران سال است كه جشن شب چله در خانه ايرانيان برگزار مي‌شود. اين جشن حتي در زمان حمله مغول و تركان بي‌تمدن هم برگزار مي‌شد .استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشن‌هاي امثال آن نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياكانشان است.
نياكان ما هزاران سال پيش دريافتند كه گاه‌شماري بر پايه ماه نمي‌تواند گاه‌شماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و گاه‌شماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آن ها حركت خورشيد را در برج‌هاي آسمان اندازه‌گيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آن ها دريافتند هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آن ها مانند ما مي‌توانستند در شب 6 برج را ببينند. آن ها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آن ها گاه‌شماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند. در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد. واژه‌هاي «چله نشستن»، «چل چلي» و در طبرستان واژه‌هاي «پيرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. گاه‌شماري ايرانيان تا زمان دانشمند بزرگ خيام ادامه داشت. وزراء ايراني خلافت عباسي هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكانشان مطرح مي‌كردند از طرف پادشاهان عباسي رد مي‌شد. آن ها مي‌گفتند اگر تقويم شما اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازمي‌گرديد. اما در زمان خيام شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم مي‌شد، شاه از جاي خود بلند مي‌شد و او را كنار خود مي‌نشاند. احترامي كه پادشاهان به خيام مي‌گذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاه‌شماري ايرانيان باز شود. با اصلاح گاه‌شماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد.
كريسمس همان شب چله است. شب يلدا، درازترين شب سال و يكي از بزرگ ترين جشن هاي ايرانيان است. ايرانيان همواره شيفته شادي و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايي و نور مي آراستند. آن ها خورشيد را نماد نيكي مي دانستند و در جشن هايشان آن را ستايش مي كردند. در درازترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي یابد. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش كنند. خوردن خوراكي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن يكي از دلايل گرفتن جشن در اين شب زاده شدن ايزدمهر است.

مهر به معناي خورشيد و يكي از بغان ايراني و هندي است و تاريخ پرستش به سال ها پيش از زرتشت مي رسد. پس از ظهور زرتشت، اين پيامبر ايراني، خداي بزرگ را اهوارمزدا معرفي كرد. ايزدان و بغان را به دو دسته اهورايي و ديواني تقسيم كرد. يكي از ايزدان اهواريي مهر ايراني و هني بود. مهر ايزدي نيك است و قسمتي از اوستا به نام او، نام گذاري شده است. در مهريشت اوستا آمده است: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي نگرد تا دروغي نگويد.
ايزد مهر در يكي از شهرهاي خاوري ايران از دوشيزه اي به نام ناهيد زاده شد. پس از مدت اندكي كشور به كيش مهرپرستي گرويد. مهرپرستي از مرزهاي ايران فراتر و به رم رفت. پادشاهان رم به آن گرويدند و دين رسمي رم شد. «يوليانوس» يا «ژوليان» يكي از پادشاهان رومي گروه گروه مردم ترسا را به دين مهر مي كشاند و دعوت مي كرد. هنوز هم نيايش هاي اين شاه رومي با مهر برجاست. «اي پدر در آسمان نيايش مرا بشنو» «يوليانوس» در اين نيايش خدا را پدر مي نامد. اين اسمي بود كه ترسايان به تقليد از مهرپرستان بر خداي خود گذاشتند. روميان سال هاي بسيار تولد مهر و شب چله را جشن مي گرفتند و آن را آغاز سال مي دانستند. حتي پس از گسترش دين مسيحيت، باز كشيشان نتوانستند از گرفتن اين جشن ها جلوگيري كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ اين شب را زادروز تولد عيسي معرفي كنند تا روز 25 دسامبر را به بهانه تولد عيسي جشن بگيرند نه تولد ايزدمهر،‌ هنگامي كه به آيين و مراسم مسيحيان در كريسمس نگاه مي كنيم بسياري از نشانه هاي ايراني اين مراسم را در مي يابيم. ايرانيان قديم در شب چله درخت سروي را با دو رشته نوار نقره اي و طلايي مي آراستند. بعدها مسيحيان درخت كاج را به تقليد از مهرپرستان و ايرانيان تزيين كردند. مهر از دوشيزه با كره اي به نام آناهيتا در درون غاري زاده شد كه بعدها مسيحيان عيسي را جايگزين مهر و مريم را جايگزين آناهيتا قرار دادند. يكي ديگر از وام گيري هاي مسيحيان از مهرپرستان، روز مقدس مسيحي يعني يكشنبه است.
Sunday به معني روز خورشيد يا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود.

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود. یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در خرم روز مکرر می شود .ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، یلدا  نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه و طولانی است که همانا شب یلداست.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.

"تنوع برگزاری یلدا"

یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند.
در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ایران، انواع تنقلات و خوراکی ها به تبع محیط و سبک زندگی مردم منطقه مصرف می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا عده زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم
شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. آن ها در این شب سفره ای می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه را جای می دهند. انواع و اقسام آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا شکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و بخصوص هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند.
در
آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آن ها تاثیری ندارد.
در
اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
در
گیلان هندوانه را حتما فراهم می کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. آوکونوس یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خمره را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اطاق می گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خمره بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.
مردم
کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می آورند.
«جمشید کیومرثی» مردم شناس زرتشتی درباره یلدا می گوید: نزد ایرانیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دی ماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا، شب نخست چله بزرگ است .بنا به روایت او
زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند. فدیه، سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند.
آشوریان ایران نیز در جشن یلدا با سایر اقوام ایرانی شریک هستند. «آلبرت کوچویی» رئیس سابق انجمن آشوریان تهران ضمن تایید این نکته می گوید: ما معتقدیم یلدا، سنت دیرینه آشوری است. یلدا یعنی تولد و آشوری ها معتقدند به دلیل نزدیکی عید میلاد مسیح و شب یلدا، آشوری ها بعد از مسیحیت، یلدا را به عنوان شب تولد مسیح جشن می گرفتند ولی بعدها به علت تغییراتی که در گاهشماری ها پیش آمد و سال های کبیسه را هم محسوب کردند، این تاریخ تغییر کرد و شب یلدا سه روز عقب تر آمد و ما این سال ها در 4 دی ماه میلاد مسیح را جشن می گیریم .وی در ادامه می افزاید: آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
یلدا که جشنی ایرانی است در کشور
روسیه همسایه شمالی ما نیز رواج دارد. دکتر «داریوش کیانی هفت لنگ» چنین روایت می کند: این جشن در روسیه نیز از دیر باز، از روزگاری که هنوز مسیحیت به آن جا راه نیافته بود، به مدت 12 روز پر سرور و پر آئین با آداب ویژه ای برگزار می شده است و گویا هنوز هم در میان دهقانان و روستايیان معمول است. در روسیه جشن یلدا، عید سالانه دهقانان و روستايیان بود. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین های ویژه این جشن بوده و هست....یکی دیگر از آیین های شب های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند. 

اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد، همان که در زبان انگليسي "day"خوانده مي شود. يلدا و جشن هاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود، يک سنت باستاني است. يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند. يلدا روز تولد ميترا يا مهر است. اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.
نور، روز و روشنايي خورشيد، نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب، تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند. روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي. براي در امان بودن از خطر اهريمن، در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند.

از منابع رومي مي دانيم که پيران و پاکان به تپه اي رفته، با لباس نو و مراسمي از آسمان مي خواستند که آن «رهبر بزرگ» را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي، ستاره ايست که بالاي کوهي – به نام کوه فيروزي- که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است، پديدار خواهد شد و موبد بزرگ براي اين موضوع دعايي مي خوانده که قسمتي از آن هنوز در کتاب بهمن يشت بر جاي مانده و اين گونه است: آن شب که سرورم زايد/ نشانه اي از ملک آيد/ ستاره از آسمان ببارد/هم آنگونه که رهبرم در آيد/ستاره اش نشان نمايد.

جالب اين است که يلدا کلمه ايست سرياني به معناي تولد و به گفته ابوريحان آن را شب زادن ترجمه کرده اند. آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پري آن، آينده گويي مي کنند.

 

با تشكر از سايت ايران

لینک


...اگر عمر دوباره داشتم...

 

...اگر عمر دوباره داشتم...

ا گر عمر دوباره داشتم مى كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم.

  همه چيز را آسان می گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم.

  فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى مى گرفتم.

  اهميت كمترى به بهداشت مى دادم.

  به مسافرت بيشتر مى رفتم. از كوههاى بيشترى بالا مى رفتم

  و در رودخانه هاى بيشترى شنا مى كردم. بستنى بيشتر مى خوردم و اسفناج كمتر.

  مشكلات واقعى بيشترى مى داشتم و مشكلات واهى كمترى.

  آخر، ببينيد، من از آن آدمهايى بوده ام كه بسيار مُحتاطانه و خيلى عاقلانه زندگى كرده ام،

 ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته منهم لحظاتِ سرخوشى داشته ام.

  اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشى بيشتر مى داشتم.

 من هرگز جايى بدون يك دَماسنج، يك شيشه داروى قرقره، يك پالتوى بارانى و يك چتر نجات   نمى روم.

  اگر عمر دوباره داشتم، سبك تر سفر مى كردم.


 اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى رفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت   خاتمه مى دادم.

  از مدرسه بيشتر جيم مى شدم.

  گلوله هاى كاغذى بيشترى به معلم هايم پرتاب مى كردم.

  سگ هاى بيشترى به خانه مى آوردم. ديرتر به رختخواب مى رفتم و مى خوابيدم.

 بيشتر عاشق مى شدم. به ماهيگيرى بيشتر مى رفتم.

 پايكوبى و دست افشانى بيشتر مى كردم. سوار چرخ و فلك بيشتر مى شدم. به سيرك  بيشتر مى رفتم.

 
 در  روزگارى كه تقريباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى كنند،

  من بر پا مى شدم و به ستايش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم. زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مى گويد

     
               ...شادي از خرد ع
اقل تر است...                            

  

 د ان هرالد 

لینک


هستم اگر چه نیستم
هستم اگرچه نیستم

لینک


روز 9 مهر روز من روز دوست داشتن

     دیروز  ۹ مهر ۱۳۸۷ بود  و من وارد سن ۲۳ سالگی شدم  خیلی خوشحالم و از همه بخاطر تبریک  ها تشکر می کنم

در ضمن عید سعید فطر هم بر همه مبارک

راستی تو نظرات این پست  بگید تو بازی استقلال و پیروزی  کی برنده میشه ؟

      

لینک


تصنیف دستان از استاد شجریان
 
از در درآمدی و من از خود به در شدم گویی کز این جهان بهه جهان دگر شدم

گفتم ببینمش گفتم ببینمش مگر درد اشتیاق ساکن شود

بدیدم و مشتاق تر شدم

ای دل ای دل

چون شبنم افتاده بودم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق من شدم

دستم نداد قامت رفتن به پیش یار

قامت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا گفتمش ببینم و گفتمش بشنوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت

که اول نظر به دیدن او دیده ور شدم

من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد

اکسیر عشق گر به سم آویخت زر شدم

لینک


زندگی
زندگی هيچ وقت اونجور که فکر ميکنی نيست

زندگی هيچ وقت باب ميل تو پيش نميره ... ولی هميشه هم توش

شاديه هم غم ...تنهايی سردش ميکنه باز عشق سرماشو ميگيره..

اين تويی که مهم ترين نقشو تو زندگی ايفا ميکنی تويی که ميتونی هميشه گرمش

نگه داری و يا اون و از سرما به يخ بشونی....مهم ترين چيز اينه که

ياد داشته باشی گذشت کنی ...فراموش کنی ..دوست داشته

باشی...عشق بورزی...و تو اغوشت بگيری و طعم

شيرينشو خودت بچشی
لینک


روز میلاد عشق
بازم اول مهر از راه رسید روزی که هیچوقت فراموشش نمیکنم تا ابد روز اول مهر روز میلاد توست ای آشنای غریبه این تبریک رو از من غریبه آشنا پذیرا باش این بیت شعر رو که خودت زمانی به من هدیه کردی روز تولدت تقدیمت میکنم:


ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال         مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

 

                                                                                                            فرجام قصه ها

لینک


دانشمندان فرمول خوشبختی در ازدواج را پیدا کردند
دانشمندان و روانشناسان بسیاری از کشورها در تلاش هستند که فرمول تشکیل خانواده موفق و سعادت خانوادگی را تنظیم کنند. تا کنون سه فرمول مختلف لهستانی، آلمانی و آمریکایی ارائه شده اند:

لهستان: "بوگوسلاو پولوفسکی" تاکید می کند که برای ازدواج خوشبخت و بدون طلاق، تنها لازم است که مرد 1.09 برابر قدبلندتر از زن باشد. در تحقیقات انجام شده توسط این دکتر، 600 زن در سنین 19-50 و همسران آنها شرکت داشتند. دانشمند لهستانی با اندازه گیری قد آنها به این نتیجه رسید که فرد بطور ناخودآگاه همسری با چنین مختصاتی برای خود بر می گزیند و چنین پیوندهایی خوشبختی می آورند.

آلمان: فرمول آلمانی برای تشکیل خانواده موفق به شکل "1:5" است، یعنی به ازای هر 1 گوشزد به همسر، 5 بار باید از او تعریف کرد. دکتر "هانس ورنر بیرهوف" یقین دارد که تعریف از همسر سبب تحکیم روابط شده و زندگی را رمانتیک ساخته و اجازه نمی دهد که شور و عشق فروکش کند. زندگی پر از رویدادهای غیر منتظره است که گاهی خوشآیند نیستند، اما دقت در روابط و توجه به همسر و قدردانی از همه کارهای خوب هیچ گاه نباید از بین برود.

آمریکا: فرمول آمریکایی ها با دقت 94% تعیین می کند که کدام زوج ها خوشبخت خواهند بود. دانشمندان آنسوی آب معتقدند که مسئله اصلی در ازدواج، روابط عاطفی و توان حل درست و سازنده دعواهای خانوادگی است. برای این کار کافی است که چند دقیقه تماشا کرد که اختلافات چگونه حل می شوند. اگر در صحبت ها لحن خشمگین، تهدید و ناسزاگویی دیده شود، بدین معناست که این زوج نمی تواند زندگی خوشبختی داشته باشد. و برعکس، اگر همسران به یکدیگر لبخند می زنند، نوازش می کنند، از یکدیگر طرفداری می کنند و با لحن آرام صحبت می کنند، این نشان زندگی خوب و سعادتمند است. آمریکایی ها با همکار آلمانی خود موافقند که در ازای هر حرف منفی و یا گوشزد و یا حتی ژست ناراحت کننده، باید حداقل 5 کار مثبت انجام داد.

لینک


داستانی زیبا در باب عشق
روزی دو عاشق در کنار برکه ای بودند. یکی از آنها مقداری آب را در با دو دستش بالا آورد و رو به دیگری گفت عشق ما مانند این آب است.

اگر به همین صورت رها و آزاد باشد، همیشه باقی می ماند اما همین که بخواهیم آنرا با انگشتان مان بگیریم و دو دستی بچسبیم، از کنار انگشت هایمان فرار می کند.

این بزرگ ترین اشتباهی است که خیلی ها انجام می دهند. اعمال محدودیت هایی برای عشق خود و اینکه فکر می کنند با این کار آنرا حفظ می کنند. در حالیکه با انجام اینکار عشق خود را از دست می دهند.

همیشه این نکات را بیاد داشته باش؛

لطف کن ولی هیچ وقت انتظاری نداشته باش
نصیحت کن ولی دستور نده
کمک بخواه ولی هیچ وقت التماس نکن

شاید خیلی ساده به نظر برسد ولی درس هایی از زندگی است که ما باید از گذشتگان آنها را فرابگیریم تا با استفاده از تجربه آنها زندگی خوبی داشته باشیم.

باید همیشه احساست این باشد که از کسانی که دوست داری انتظار بی مربوطه نداشته باشی و همچنین منتظر توجه بی قید و شرط نباشی.

زندگی زیباست. باید آنرا دوست داشته باشیم.

لینک


راز

مجموعه سمینارهای راز                 

                      برگزار کنندگان         

                                       مرکز مشاوره مهرآوران
                                 

                                                                 نمایشگاه کتاب رشد

 

                                                                                 توسط دکتر شاهین فرهنگ

لیلی پیغامی برای مجنون میفرستد  با این مضمون : ای مجنون تو چرا هر جا میرسی لیلی لیلی میکنی و از لیلی سخن میگویی ، اگر میخواهی لیلی را ببینی امشب ساعت 2 نیمه شب بیا .
مجنون به خود میگه اول صبح کجا دو نیمه شب کجا ، مجنون تو طاقت میاری جایی باشی که لیلی نباشه؟ اول صبح به همان باغی رفت که نیمه شب با لیلی ملاقات داشت.اول صبح به شوق دیدار لیلی کنار باغ مینشینه تا بعد از ظهر میشود و مجنون خوابش میبرد ، شب که لیلی به سر قرار میرود میبیند که مجنون خوابیده ، لیلی که همراه خود گردو داشت جیب های مجنون را پر از گردو میکند .
مجنون از خواب بیدار میشود وخورشید را میبیند که طلوع کرده ، ای دل قافل یار آمد و ما در خواب بودیم بلند میشود که به سمت شهر برود متوجه گردوها درون جیبش میشود و با خود زمزمه میکرد که چرا خوابت برده آیا لیلی بهانه تو را باور میکند ، چرا اینهمه گردو تو جیب تو گذاشته، دوستش را در بین راه میبیند مجنون چرا اینجوری میکنی؟ گفت: لیلی را ندیدم خوابم برد و درون جیبم گردو گذاشته
گفت: خیلی خوبه  به دو دلیل دوستت داشته
یکی گفته تو محبوب و دوست داشتنی هستی و تو را بسیار دوست دارد و از خواب بیدارت نکرده
دوم لیلی فکر کرده صبح که از خواب بیدار میشوی گرسنه هستی و غذایی نیست بخوری لیلی هم که طاقت گرسنگی تو را ندارد .
مجنون میگه نه لیلی میخواسته بگه تو عاشق نیستی اگر عاشق بودی خوابت نمیبرد الان وقت عشق بازی تو نیست وقت گردو بازی تو هست.

 

 

خیلی وقتها موقعیت در خانه ما را میزند و ما در خواب فرو رفته ایم .

هر کاری را که ما انجام میدیم فرمانش رو مغز صادر میکنه ، اگر مغز را با یک خط افقی به دو قسمت تقسیم کنیم
کارهای ارادی مثل راه رفتن،خوابیدن فرمانش در بخش بالایی انجام میگیرد که به آن بخش بخش خود آگاه مگوییم
و کارهای غیر ارادی فرمانش را بخش پایین مغز صادر میکنه که به آن ناخودآگاه میگویند
اگر خواسته هایمان را از بالای مغز به پایین مغز منتقل کنیم به خواسته هایمان میرسیم

تفاوت های خودآگاه و ناخودآگاه :

خودآگاه فقط وقتی کار میکند که ما بیداریم/ نا خودآگاه در هر صورتی کار میکند
فقط چیزهای منطقی را قبول میکند / هر چیزی را که به آن بدهیم قبول میکند

مثال :                           

اگر او زحکمت ببندد دری         ز رحمت گشاید در دیگری

                                          زند بر سرش قفل محکمتری      

 

خودآگاه نمیپذرید اما نا خودآگاه همه چیز را میپذیرد
ضمیر خودآگاه با جملات کار میکند اما ناخودآگاه با مثبت یا منفی بودن جملات کار دارد ضمیر خودآگاه من چقدر بدبختم و ناخودآگاه تکرار میکند بدبختم بدبختم

سوره اسرا آیه 53 بندگانم را بگویید به زیباترین شکل سخن بگویند.

ضمیر ناخودآگاه شوخی و جدی را متوجه نمیشود و مدام مثبت یا منفی بودن را تکرار میکند.

خودآگاه فقط در درون است/ ناخودآگاه در تمان عالم حضور دارد .

در فیزیک قانونی است به اسم دوب روی
هر ضربه در حال ساتع کردن مدام انرژی در خود است .
انرژی هایی که از بدن ما خارج میشوند از ضمیر ناخودآگاه ما دستور میگیرند

انرژی ها قابل هدایت به سمت مشخص هستند
فیزیک کوانتم : وقتی به کسی یا چیزی فکر کنی انرژی تو را به آن سمت میبرد

انرژی ها باردار میشوند مثبت و منفی هستند.

قانون جذب

هر کم تراکمی به دنبال جذب پرتراکم مشابه خودش است.

وقتی به بدبختی فکر میکنی انرژی کم تراکمی که به دنبال رتراکم  است من بدبختم به دنبال انرژی کی میتونه منو بدبخت کنه و بعد بدبختی به سراغ اون میآید

مثبت اندیشی نفی واقعیت ها نیست
مثبت اندیشی یعنی واقعیت ها رو ببین و درگیر نشو

چگونه خواسته هایمان را از خودگاه به ناخودآگاه بیاوریم :

رمز نفوذ در ضمیر ناخودآگاه تکرار،تکرار،تکرار،تکرار،تکرار
با ای تکرار میتوان به ناخودآگاه رفت هرچه تکرار بیشتر باشد نفوذ بیشتر  است

از نظر علمی بین هر صد هزار نفر یک نفر نابغه است
علم روز دنیا نود و پنج درصداز  مردم  زمین میتوانند نابغه باشند حداقل در یک زمینه

علم روز یگوید نبوغ اکتسابی است 1.خودمان بخواهیم 2.تحت آموزش باشیم

 

خانم ها پیام منفی بیشتری نسبه آقایان دریافت میکنند

مسکن طبیعی بدن ایندروفین است وقتی از کلمات منفی استفاده میکنید این ایندروفین که عملش آرامش بخش است بر عکس عمل میکند

از منفی ها فاصله بگیرید
ماشین تو خیابون تصادف کرده نرو ببین
صفحه حوادث نخوان
زود عصبانی نشو
 عاشق باش
خودت رو دوست داشته باش اگه عاشق خودت باشی عاشق زندگی هم هستی

لینک


نامه ماری هاسکل 16 فوریه 1912 و خلیل جبران 25 دسامبر 1912
آرزو میکنم که میتوانستم
همانطور که مادرم
در روزهای بیماری های مکرر من به پیشم می آمد
یا همانطور که مادر تو در ایام بیماری های مکرر تو به پیش تو می آمد
به پیش تو می آمدم
به پیش تو می آمدم
هنگامی که چون زندگانی از زندگی تهی هستم
به سان سکوتی تازه و آرام بخش
به سان آبهای شیرین و گوارا
زیرا که می دانم مادر مرا دوست می داشت
و من همیشه در ذهن او جا داشتم و ترسی به دل راه نمی دادم
او همیشه آرامشی بر بی قراری های من بود
و برای لحظه هایی که ذهنم را از درد و رنج رهایی میبخشید
از حضور او فراتر از عطش چیزی مینوشیدم
گویی با حس حضور او با گامی خود را به شادمانی های روشن تری میرساندم
که حس دلپذیری از او
با من بود.

 

 

خلیل جبران ۲۵ دسامبر ۱۹۱۲

اگر توانسته باشم در قلب یک انسان
پنجره جدیدی  را به سوی او باز کرده باشم
زندگانی من پوچ نبوده است
زندگانی تنها چیزی است که اهمیت دارد
نه شادمانی و نه رنج و نه غم و یا  شادی
تنفر همان قدر خوب است که عشق ـ و دشمن همانقدر
خوب است که دوست. برای خودت زندگی کن ـ
زندگانی را به آن سان که خود میخواهی زندگی کن.
و از این رهگذر است که تو
وفادارترین دوست انسان خواهی بود.
ـ من هر روز تغییر میکنم ـ
و در هشتاد سالگی هم هم چنان تجربه می آموزم و تغییر میکنم.
کارهایی را که به انجام رسانده ام
دیگر به من ربطی ندارد ـ دیگر گذشته است.
من برای زندگی هنوز نقدینه های بسیاری در اختیار دارم.



 

لینک


تنها در میان گلها
تنها در میان گلها
آرام و ساکت به انتظار نشسته ام
که شاید برگردد و مرا همراه خود
به سفری که میخواهد ببرد
اما افسوس که او بی خداحافظی
رفته و من همچنان در سکوت
تنها میان گلها به انتظار اویم
انتظاری سخت اما شیرین
که شاید روزی برای بار دیگر از این
صحرا و از میان این گلها عبور کند
و مرا با خود ببرد....

لینک


نیلوفر
آسمان از آن من است
خورشید ماه ستارگان ابرها همسایگان منند
من چون کودکی در میان صحرا
در آسمان اوج میگیرم بالا و بالاتر از ابرها
به پرواز در می آیم
خدایا آدمک ها چقدر کوچکند
بالهایم را میگشیایم
آنها را زیر بال و پر خود میبینم
به راه خود ادامه میدهم
به برکه ای زیبا میرسم نیلوفرهای آبی را میبینم
چه آرام بدون تماس با آب با آب زندگی میکنند
و همیشه کنار هم هستند بدون هیچ تماسی
نیلوفر با اینکه میدونه زندگیش رو روی آب ساخته
ولی با عشق به زندگیش دامه میده
لینک


یه نفر گفت
یه نفر گفت:

منتظر باش اما معطل نشو 
             تحمل کن اما توقف نکن 
                           قاطع باش اما لجباز نباش 
                                       صریح باش اما گستاخ نباش
                                                               بگو آره اما نگو حتما
                                                                              بگو نه اما نگو ابدا

لینک


انتظار
انتظار سخت است


             فراموش کردن هم سخت است


                        اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی

                                                                      از همه سخت تر است

لینک


دوست خوب
دوست های خوب مثل جواهرند

کمیاب

نادر و ارزشمند

دوست های خوب عزیزند

تو خوشیها ،خوشند

تو ناراحتی ها حامی

تو هر موقعیتی برق میزنند و درخشانند

دوستای خوب همراهتند

هر جا هستند  دوستای تو هستند

دوستای خوب همیشه بلد هستند

کی ،کجا، چگونه باشند

دوستای خوب همیشه پر رنگند

نمیرن

نمیان

همیشه هستند

اینجا

در احساس تو

در کنار تو

در خاطرات تو

لینک


؟؟؟؟
پس چه رنجی باید کشید تا لذت عشق را چشید؟

چگونه میتوان از این عالم خاکی پرید ؟

ره باید پیمود تا به منزلی رسید.

توان تحمل چکش خوری هر مدعی عشق را باید سنجید.

چگونه میشود بی امتحان آن سوی پرده ها را دید؟

روزی که بر من دولت عشق دمید

درد و اشک و مرگ هزار برگ

همدمم گردید.

وقتی حسود این را شنید

قاه قاه می خندید

لینک


 
من کسی رو میخوام که ناز و کم کم صدام کنه مثل فرشته مریم
مریم گلی مریم پاییزی 9 مهر 1364 وارد این دنیای زیبا شده الان 23 بهار رو پشت سر گذاشته
توی شهر زیبای اهواز کنار رودخانه کارون
من متولدِ پاييزم،
فصل ِ زردی
فصل ِ بادِ وحشی
فصل ِ شاعرهای پير
فصل ِ نقاشان بی نظير
کس چه می داند!
شايدم بس دلگير!!

و در آن شبهای پاييزی
ياد ِ تو گرمای وجودم بود
همچون شعله های عشق،
طبع پر شورم بود.


من متولد پاييزم
فصل ِ دلسردی عشق
فصل ِ افتادن ِ برگ
فصل ِ تولد ِ رنگ!

در همان يک قدمی ها
من يخ زده بودم
دلِ من به گرمای دلت خوش بود و نمی دانست
که دلت سنگ است و خالی از هر عاطفه ای!
و تـــو هم، متولد پاييز
تو هم ســرد!
تو هم بــاد!


من متولد پائيزم
فصل ديدن رنگ در بعد نگاه
فصل آرامش دل
فصل غوغای نگاه!
فصل خواهش

فصل سايه
فصل باران
بـــاران!

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385

پیوندها
عاشقانه
ققنوس
بهشت منتظره بیا
مثل عشق
اسطوره شفا گری
تقدیم به ندای زندگیم
به به بیا تو ببین چه خبره
بزرگ دنیای کوچک من
نمکپاش
حرفهای دل....در دفتر عشق
ستاره پارسی
ایران هیدرولوژی
دوستداران مباحث جغرافیایی
فرجام من
گروه جغرافیا شهرستان ماکو
C P W
پرشین بلاگ
مندیر بهارون
دست نوشته های دلتنگی
جغرافیا و ژِِِئومورفولوژی
نشکنی دلی را تا هیچوقت نشکنی
مردمان
موسسه سفیران اشراق مولانا
shinedata
فهرست کتاب الکترونیکی
اشتراک افکار
زلزله پاکستان و هند نتيجه برخورد صفحه اي
گل سرخ
من ، تو و گروه جغرافیای شهری اهواز
جغرافیا و ژئومورفولوژی
گیسو
نقشه جامع راههای ایران
این وبلاگ سخن میگوید
من اینجا بس دلم تنگ است
نامه های سوشیانت هزارم
7 اقلییم
7 قلم
خدا حافظ ديگه رفتم
چاول
چاول
كيه؟ من نيستم
مجردها
نانسي اجرم
چی بگم...
عاشقانه دوستت دارم
شايد وقتي ديگر
گروه تئاتر زهور-اهواز
انجمن نمايش هواز
اي دوست اندر بند زلفش از پريشاني منال
امیر اعتمادان (باباش)
آنوش
ترسیم
من تکسوار عشقم
انعکاس
خواب در شبهای بی خوابی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
فروشگاه اینترنتی
:: طراح قالب::

پیوندهای روزانه
همه چیز درباره کامران و هومن "
پروانه سفيد
خاطرات سوخته
مهربان هوای حوصله ابریست
دردودل
سکوت شبانه
محبوبه شب
سوختن و ساختن
عکس

آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ


منبع کدهای وبلاگ

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس